|
گـم گـشته.............. دیـار عشـق
|
||
|
چو نیـــــلوفــــر در تــــو می پـــــــیچم بی تـــو من هیــچم |
سرمـای خـاطـــره
به یا دت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
.....چو نی گر نالم از سوز جدایی
...نیستان را به آتش می گشانم
مثل همیشه حرف اول ام و اخر حر ف ام را با بقض میزنم.......
عمری است لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم.........
باشد برای روز مبادا .....................................................
اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست...........
ان روز هر چه باشد روزی شبیه (دیروز) ...روزی شبیه (فردا)..
روزی ......درست مثل همین روز های ماست..................
اما کسی چه میداند شاید (امروز) نیز روز مبادا باشد.......