تبليغاتX
ای در تــو عیـــان هــا و نهـــان هـــا همه هیــچ __________ پنــدار یقیـــن هــا و گمـــان هــا همـه هیـــچ
گـم گـشته.............. دیـار عشـق
 
گـم گـشته.............. دیـار عشـق
 
 
چو نیـــــلوفــــر در تــــو می پـــــــیچم بی تـــو من هیــچم
 

 

نه دل دارم که بشکنی

I have no heart

نه جون دارم  فدات کنم

I have no criminal that I gave him

نه پای موندن منی

No semen feet to stay

نه می تونم رهات کنم

no i can i unwept

 

 

تموم خاطراتمون اشکای چشمای منه

دیگه باید خواب ببینم دستات تو دستای منه

اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم

خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم

کدوم گلایه ام رو بگم یه عمره از تو دلخورم

تو فکر هیچی رو نکن من غصه هاتو میخورم

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 1:33  توسط گم گشته  | 

 

ای خدای ارواح سرگردان !

!God wandering spirits

ای خدای دیوانگان از طلوع خورشید خرسند !

!God Lunatics’ satisfied with the rising sun

و ای خدای ستیزنده ابرهای کینه !

 !And GOD hatred clouds warring purposes

 

مرا از جهانی آوردی که در آن نه رنگی بود

که بدان جامه ای از جلای دنیوی داده شود ،و نه طعمی که

برای آن ، جان های دلباختگان بر آن هلاک شوند .

مرا از سرودی جدا کردی که نغمه اش عبادت خدایانی بود

 با والاترین الفاظ ، بی سجده مبتلا به دروغ و

بی ضرب آهنگ هایی که برای آن ،

 سال ها در دل صحرای خشک دوانند .

مرا از عشق فراخواندی که بی آنکه بیارایی اش ،

سیمای پیامبرانت در آن پیدا بود ، بی غل و زنجیرهای

 احساس و با تدبیر دوباره محبت ،

 که بر قاب بی تصویر پیداست .

مرا از زمانی فرود آوردی

که در آن نه دیروز برای امروزت پریشان بودی

 و نه امروز گریان فردایت خواهی بود؛

 زمانی که بر لبان داغ می زد و از تبرک الهه های زمان ،

 فریبنده و چالاک بر کهولت لبحند می زد .

 

 جبران خلیل جبران

--------------------------

 

گرچه تو تنهاتر از ما می روی

Though you alone and without us on

آرزو دارم ولی عاشق شوی

I wish but fell in love with her husband

آرزو دارم بفهمی درد را

I wish dear pain

تلخی برخورد های سرد را

The encounter bitter cold

 

Image hosted by TinyPic.com

 

 پی نوشت:

 

امشب دل کوچکم کوچک و کوچکتر شده

My little heart tonight’s smaller and smaller

  بالهایم بسته است .

I closed wings. I wanted to

 می خواستم دلم را به وسعت دریا - آبی کنم

I wanted my heart to the extent of sea-blue

تا که بال پرواز یابم وبه سوی آن نهایتی پر بزنم

wings That fly to find it to the world full of talk

 که دلم را دچار خود کرده !

!I have had their own

عمری آواره و دربدر این حس ناشناخته بودم

ravir and Derbe refugees living in this sense i unknown

دیدار تو شروع تمام فصول زندگی ام می باشد.

.you start seasons all my life

 جزء جزء وجودم

سرشار این حس ناشناخته و ناب شده .

Hottentot’s has been filled with

. all of these people feel recog

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم

In a way of love your (Sanam), loved tragedy” track

چند مغایرت کنی با غمت آشنا منم

How do you are inconsistent with your grief familiar track

پرده به روی بسته ای ، زلف به هم شکسته ای

on the screen closed, the hair to a broken

از همه خلق رسته ای ، از همگان جدا منم

cleansed of all people, all separated from the womb

 

Image hosted by TinyPic.com

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:25  توسط گم گشته  | 
 
  بالا  
گـم گـشته.............. دیـار عشـق

چو نیـــــلوفــــر در تــــو می پـــــــیچم بی تـــو من هیــچم