|
گـم گـشته.............. دیـار عشـق
|
||
|
چو نیـــــلوفــــر در تــــو می پـــــــیچم بی تـــو من هیــچم |
نه دل دارم که بشکنی
I have no heart
نه جون دارم فدات کنم
I have no criminal that I gave him
نه پای موندن منی
No semen feet to stay
نه می تونم رهات کنم
no i can i unwept
تموم خاطراتمون اشکای چشمای منه
دیگه باید خواب ببینم دستات تو دستای منه
اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم
خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم
کدوم گلایه ام رو بگم یه عمره از تو دلخورم
تو فکر هیچی رو نکن من غصه هاتو میخورم
ای خدای ارواح سرگردان !
!God wandering spirits
ای خدای دیوانگان از طلوع خورشید خرسند !
!God Lunatics’ satisfied with the rising sun
و ای خدای ستیزنده ابرهای کینه !
!And GOD hatred clouds warring purposes
مرا از جهانی آوردی که در آن نه رنگی بود
که بدان جامه ای از جلای دنیوی داده شود ،و نه طعمی که
برای آن ، جان های دلباختگان بر آن هلاک شوند .
مرا از سرودی جدا کردی که نغمه اش عبادت خدایانی بود
با والاترین الفاظ ، بی سجده مبتلا به دروغ و
بی ضرب آهنگ هایی که برای آن ،
سال ها در دل صحرای خشک دوانند .
مرا از عشق فراخواندی که بی آنکه بیارایی اش ،
سیمای پیامبرانت در آن پیدا بود ، بی غل و زنجیرهای
احساس و با تدبیر دوباره محبت ،
که بر قاب بی تصویر پیداست .
مرا از زمانی فرود آوردی
که در آن نه دیروز برای امروزت پریشان بودی
و نه امروز گریان فردایت خواهی بود؛
زمانی که بر لبان داغ می زد و از تبرک الهه های زمان ،
فریبنده و چالاک بر کهولت لبحند می زد .
جبران خلیل جبران
--------------------------
گرچه تو تنهاتر از ما می روی
Though you alone and without us on
آرزو
دارم ولی عاشق شویI wish but fell in love with her husband
آرزو
دارم بفهمی درد راI wish dear pain
تلخی
برخورد های سرد راThe encounter bitter cold

پی نوشت:
امشب دل کوچکم کوچک و کوچکتر شده
My little heart tonight’s smaller and smaller
بالهایم بسته است .
I closed wings. I wanted to
می خواستم دلم را به وسعت دریا - آبی کنم
I wanted my heart to the extent of sea-blue
تا که بال پرواز یابم وبه سوی آن نهایتی پر بزنم
wings That fly to find it to the world full of talk
که دلم را دچار خود کرده !
!I have had their own
عمری آواره و دربدر این حس ناشناخته بودم
ravir and Derbe refugees living in this sense i unknown
دیدار تو شروع تمام فصول زندگی ام می باشد.
.you start seasons all my life
جزء جزء وجودم
سرشار این حس ناشناخته و ناب شده .
Hottentot’s has been filled with
. all of these people feel recog
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم
In a way of love your (Sanam), loved tragedy” track
چند مغایرت کنی با غمت آشنا منم
How do you are inconsistent with your grief familiar track
پرده به روی بسته ای ، زلف به هم شکسته ای
on the screen closed, the hair to a broken
از همه خلق رسته ای ، از همگان جدا منم
cleansed of all people, all separated from the womb
